X
تبلیغات
زولا
 
حرفهای نگفتنی
جمعه 26 تیر‌ماه سال 1383 :: 10:24 ق.ظ ::  نویسنده : حرفهای نگفتنی       

مرا دردی است اندر دل اگر گویم زبان سوزد
وگر پنهان کنم در دل مغز استخوان سوزد

٭ خدایا تو می دونی که سنگینی بغض توی گلو یعنی چه ؟؟؟ تو می دونی که گریه با تمام وجود یعنی چه؟؟؟ تو خودت وعده دادی هر گاه بندگانم با تمام وجود مرا طلب کنند آن لحظه که دلشان شکست و مرا خواندند آنها را نا امید نمی کنم ولی فقط وعده بود یه وعده ای که دیگه به اون اعتقاد ندارم همیشه دلم را به این وعده ها خوش می کردم و خودم را گول می زدم که خدا با توست مثل دیدن یک سراب این حرفها کمی به من دلخوشی می داد ولی حالا دیگه اون سراب هم فریبم نمی ده .. کاش می تونستم با صدای بلند فریاد بزنم و بگویم حالا که تو مرا به فراموشی سپردی به فراموشی ات می اندیشم کاش می توانستم این جمله را بیان کنم ولی خودت می دانی که نمی توانم این دل من یارای گفتن این جمله را ندارد ولی با خودم زمزمه می کنــم باشــه تــو هـــم دوســتم نداشته باش ..... دیــگه بــرایــم فــرقی نمی کنه !!!





باران سکوت



آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 185511